مردی بدون سایه
هم‌رسانی کنید

این مطلب محتوای فیلم را افشا می‌کند!

«اگر ما تمام آنچه هستیم را نپذیریم سرانجام سایه ما را غافلگیر خواهد کرد»

نقش اول این فیلم، ماهان (علی مصفا) یک فیلم‌ساز است که سرگذشت دختری که قربانی قتل ناموسی توسط شوهرش شده را دست‌مایه و موضوع فیلمش قرار می‌دهد. دختری که انگار به شوهرش خیانت کرده و شوهرش به این دلیل او را کشته است. هرچند بعد از ساخت فیلم معلوم می‌شود دختر بی‌گناه بوده و تنها قربانی شک و بددلی شوهرش شده.

هدف از ساختن این فیلم آن‌طور که ماهان در گفت‌وگوی آغازینش با کارفرما مطرح می‌کند، نفی خشونت به‌ویژه خشونت‌های ناموسی رایج در جامعه است.

سایه (لیلا حاتمی)، همسر ماهان، زنی امروزی و مدرن است که در شرکتی مترجم است. او در زمانی که ماهان به دلیل پخش شدن فیلمش در شبکه‌های ماهواره‌ای پیش از اکران، از کار معلق شده و اوضاع روحی خوبی ندارد به‌عنوان مترجم به همراه رئیس هیئت‌مدیره و مدیرش در سفری کاری به اسپانیا می‌رود. اما مجموعه اتفاقات داستان به سمتی می‌رود که باعث می‌شود ماهان درنهایت نسبت به همسرش سایه بددل شود و او را به ظن خیانت به قتل برساند.

موضوع فیلم

به نظر من موضوع اصلی فیلم، «سایه» است، نام همسر ماهان که به صورتی حساب‌شده در عنوان فیلم از آن استفاده شده است. سایه در حقیقت اشاره دارد به مفهوم روان‌شناختی «سایه شخصیت» که نخستین بار توسط کارل گوستاو یونگ روانکاو برجسته سوئیسی معرفی شد.

به نظر من پیام فیلم (فارغ از کیفیت ارائه آن به مخاطب که جای بحثی جداگانه دارد) تبیین پیامدهای «انکار سایه» است. فرایندی که درنهایت انسان را مغلوب و متلاشی خواهد کرد.

سایه چیست؟

 اما سایه یا «نیمه تاریک روان انسان» چیست؟ به‌صورت خلاصه «تعارض میان آنچه هستیم و آنچه دوست داریم باشیم» و یا به تعبیری دیگر از زبان یونگ «سایه آن کسی است که نمی‌خواهیم باشیم».

 از منظر روان‌شناختی یکی از مهم‌ترین علل گرفتاری‌های انسان امروز، پرهیز از مواجهه با نیمه‌تاریک خود (سایه خود) و یا انکار آن است. ما دوست نداریم ظالم، دروغ‌گو، شلخته، خائن، ترسو، طمع‌کار، حسود، شیاد، شکاک، هرزه، حریص و یا… به نظر برسیم.  اما ازآنجایی‌که هیچ انسانی کامل نیست و همه ما ناگزیر جنبه‌هایی ازاین‌دست در وجود خود داریم، برای پرهیز از پذیرش آن‌ها سرکوبشان می‌کنیم. مجموعه تمام این ویژگی‌ها و تمایلاتِ عموماً منفی (سایه جنبه‌های مثبت هم دارد) که در ناخودآگاه ما واپس زده می‌شود سایه ما را تشکیل می‌دهد. شاید «انکار سایه» نوعی هنجار اجتماعی برای پرهیز از کنش‌های منفی و نامطلوب به نظر برسد اما مشکل اینجاست که فرار از سایه قدرت آن را بیشتر می‌کند.

 از دیدگاه یونگ «ما برای یکپارچگی شخصیت باید با سایه روبرو شویم و با اهریمن درآمیزیم».

یونگ می‌گوید: «انسان متمدن سعی در سرکوب انسان حقیرِ (سایه) درون خود دارد بدون درک این موضوع که با چنین اقدامی او را قوی‌تر و وحشی‌تر می‌سازد».

تحلیل فیلم با محوریت «سایه شخصیت»

شایان‌ذکر است که از منظر فوق «مردی بدون سایه» عنوان دقیقی برای این فیلم نیست چراکه هیچ انسانی بدون سایه نیست. انسان می‌تواند سایه‌اش را انکار کند اما نمی‌تواند آن را نابود کند؛ بنابراین شاید عنوانی مثل «مردی علیه سایه» دقیق‌تر می‌بود.

 شخصیت اصلی داستان در این فیلم، ماهان، به استناد عنوان فیلم – مردی بدون سایه – فردی است که از سایه خود فرار می‌کند و آن را انکار می‌کند (اگرچه این مسئله در ابتدای فیلم مشهود نیست).

ماهان فیلم‌سازی است که موضوع آخرین فیلمش نفی خشونت و بددلی ناموسی است اما در انتهای فیلم مشخص می‌شود که او خودش، هم خشن است و هم نسبت به همسرش بددل و شکاک. این دقیقاً سازوکار انکار سایه است.

ماهان درواقع موضوعی را دستمایه ساخت فیلمش قرار داده که با اتکا بر آن بتواند وجود بدلی و خشونت را در خود انکار کند. او ظاهراً از رواج خشونت‌های ناموسی در جامعه آزرده‌خاطر است اما مثل عموم انسان‌ها از ریشه‌های روانی این آزردگی‌اش آگاه نیست.

مسئله‌ای در تحلیل روان وجود دارد با این مضمون که «هر آنچه در شخصیت دیگران موجب آزار ما می‌شود بخشی از سایه خودمان است» و اغلب، رنجش ما از دیگران به علت مشکلی حل‌نشده در وجود خود ماست.

با این تحلیل می‌شود گفت: ماهان دقیقاً به همین دلیل موضوع فیلمش را انتخاب کرده است؛ هرچند خودآگاهش از آن غافل است. در حقیقت شخصیت اجتماعی ماهان به‌عنوان یک فعال عرصه فرهنگ و هنر و پرداختنش به موضوع نفی خشونت ناموسی، نقابی است بر سایه شکاک و خشن او.

ماهان قادر به پذیرش جنبه خشن خود نیست. پس در اجتماع شخصیتی ضد خشونت از خود ایجاد کرده و درواقع تلاش او برای انکار سایه‌اش است که او را به سمت ساخت چنین فیلمی سوق داده است. همانند انسان‌هایی که برای مخفی کردن غم خود، نقاب شوخ‌طبعی به چهره می‌زنند.

انکار سایه، سایه را قوی‌تر، شدیدتر و بی‌رحم‌تر می‌کند و اگر انسان نتواند با جنبه‌های تاریک روان خود روبرو شود و آن‌ها را بپذیرد، سرانجام زمانی فرامی‌رسد که سایه، کل شخصیت فرد را تسخیر می‌کند و فرد را دچار گسیختگی و خودویرانگری روانی می‌کند و انسان به نقطه‌ای می‌رسد که بخش تاریک وجودش شروع به تصمیم‌گیری برای او می‌کند و او را از تصمیم‌گیری آگاهانه محروم می‌سازد.

ماهان که نتوانسته با جنبه تاریک (سایه) خود کنار بیاید و مدام آن را انکار می‌کرده، به‌محض فراهم شدن زمینه‌ای اندک (فیلمی دستکاری‌شده از همسرش در مأموریت خارج از کشور و اشتباه در تمییز همسرش و زن صیغه‌ای مدیر او به دلیل فاصله زیاد و خطای دید و…) درنهایت مغلوب همان جنبه‌های تاریک شخصیتش می‌شود و از یک فعال فرهنگی ضد خشونت به یک عامل خشونت تغییر هویت می‌دهد.

منابع: 
کتاب «تأثیر سایه»: دبی فورد، دیپاک چاپرا و ماریان ویلیامسون؛ ترجمه ساره سرگلزایی
کتاب «روح و زندگی»؛ کارل گوستاو یونگ؛ ترجمه‌ی لطیف صدقیانی

2 دیدگاه دربارهٔ «خوانشی بر فیلم «مردی بدون سایه» از منظر تحلیل روان»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *