هم‌رسانی کنید

ببین چه‌جوری داره اون استخونو لیس می‌زنه. دیگه چی‌ش موند واسه من؟ لابد بعد ناهار هم با هزار منت می‌آد می‌ذاردش جلو منو می‌گه: بخور ملوس!

یکی نیست به‌ش بگه تاحالا دیدی گربه استخون بخوره؟ می‌دونم باز باید از لابه‌لای برنج و سیب‌زمینی مونده‌هاش یه چیزی پیدا کنم بخورم که از گشنگی نمیرم. دیگه کم مونده گیاه‌خوار بشم.

دختره اکبیری! پررو پررو دیشب برگشته به اون رفیق سگ‌بازش می‌گه: این ملوس خیلی تنبل و بی‌عرضه‌س. نمی‌کنه دوتا موش بگیره. همه‌ش غذای آماده می‌خواد.

آخه تو غذا می‌دی من بخورم؟ دوتا استخون که دیگه انقدر منت نداره. تازه‌شم، نیست خودت واسه سیر کردن شکمت می‌ری جنگل‌های گلستان گوزن شکار می‌کنی که حالا از من توقع داری موش بگیرم! شکار بخوره تو سرت؛ کاش حداقل دوزار آشپزی بلد بودی. فقط بلدی هرشب هرشب زنگ بزنی از بیرون برات غذا بیارن. نصف پولتو که می‌دی بالای ساندویچ و پیتزا و همبرگر و … آخ گفتم همبرگر حالم بد شد. اون تیکه همبرگر پریشبیه هنوز سر دلم مونده. تو چه‌جوری خوردیش؟ … چی داشتم می‌گفتم؟ آها، گفتم نصف پولتو می‌دی این آت‌وآشغالا رو می‌خوری، نصف دیگه‌شم می‌دی می‌ری باشگاه که هرچی خوردی بشوره ببره. خب مرض داری؟

منم از دست تو ازبس سوسیس و ژامبون پنیردار خوردم اضافه وزن پیدا کردم. آخه با این شکم می‌شه رفت شکار؟ با همین آشغال‌ها از قواره درم آوردی که اون سگ عوضی رفیقت تا منو می‌بینه هاپ هاپ می‌زنه زیر خنده. پدرسگ!

 بعدشم، سال اول که منو خریدی یادته؟ پریدم تو بالکن همسایه بغلی جوجه اردک دخترشونو به دندون گرفتم و خوردم؟ یادت میاد چقدر تنبیهم کردی؟ یه هفته که در بالکنو قفل کردی نذاشتی یه هوای تازه به صورتم بخوره. بعدم که بازش کردی پارتیشن زده بودی که دیگه نتونم برم بالکن اونا. خب خودت غریزه شکار منو سرکوب کردی وگرنه من که ذاتاً شکارچی بودم.

می‌دونی، ما گربه‌ها از وقتی شهرنشین شدیم و روزی‌مون افتاد دست شما آدما این‌جوری ضعیف و نحیف شدیم که موش‌های توی جوب هم واسه‌مون شکلک در می‌آرن؛ وگرنه عموزاده‌هامون که با شماها هم‌سفره نشدن هنوز شیر و پلنگن. به روح داروین قسم! آخ آخ آخ…، خدا هیچ‌کی رو محتاج آدم جماعت نکنه.

بیا! نگفتم؟ استخون لیسیده‌هاشو آورد. اَه اَه اَه چه بوی گند آدمیزادی هم می‌ده. نیگا نیگا! همچین چریده اینا رو که یه لاخه گوشت هم به‌شون نمونده. خب چی‌کار کنم اینا رو الان؟ واقعاً توقع داری بخورمشون؟ خدایی تو فرق سگ و گربه رو نمی‌فهمی؟ همه‌تون همینین دیگه. اون از اون رفیقت که کوکوسبزی می‌داد به سگش، اینم از تو. سگ احمقش هم چه با اشتها می‌خورد و دم تکون می‌داد. عجب سگِ خری! اصلاً خوب کاری کردم چنگ انداختم تو صورتش و دماغشو زخم کردم. داشت آبروی کل تیره گوشت‌خوارا رو می‌برد. هرچند اون بدبختم اگه همنشین شما آدما نشده بود الان گرگی بود واسه خودش.

ولش کن اصلاً برم تو بالکن یه آفتابی بگیرم. با این آشغال غذاهایی که تو به من می‌دی آخرشم باید فتوسنتز کنم تا زنده بمونم.

این بالکنم چه گندی برداشته. پیف پیف. نمی کنه یه جارو بزنه اینجا رو. شده توالت عمومی پرنده‌ها. اَه چقد این گنجشکا ور می‌زنن! 

خدایی اُوقّت نمی‌گیره می‌آی اینجا سیگار می‌کشی؟ حالا تمیزش نمی‌کنی به جهنم. چرا اون پادری رو جمع کردی؟ مگه نمی دونی من رو اون لم می‌دم. چه‌جوری به‌ت بفهمونم ما گربه‌ها دوست داریم رو جای نرم بخوابیم. اصلاً تو که اخلاق ما گربه‌ها رو نمی‌دونی چرا منو خریدی؟ این پت‌شاپ‌های عوضی هم نمی‌کنن یه کاتالوگ گربه همراه ما بدن دست مشتری بدونه چه‌جوری بامون رفتار کنه. یه‌ذره ماسه هم برام نیاوردی که لااقل موقع دستشویی کردن معذب نباشم. بعد رفتی خدا تومن دادی توالت فرنگی گربه خریدی! که چی؟ پز بدی گربه‌تم مثل خودت باکلاسه؟ ما اگه نخوایم مثل شما آدما زندگی کنیم کیو باید ببینیم؟ ها؟ خیلی خودتون از زندگی‌تون راضی‌ین که اصرار دارین بقیه رو هم شبیه خودتون کنین؟ کی می‌شه یه کنوانسیون منع آزار گربه‌های خانگی تصویب کنن تا ما هم بتونیم حق و حقوقمونو از شما آدما بگیریم.

اَه آفتابم که رفت پشت ابر. فتوسنتزم نیمه‌کاره موند. الاناست که دوباره ملوسم ملوسم، دخترم دخترمش شروع بشه و اون لبای شتری‌شو بازکنه بگه: ملوس، بیا بغل مامان!

مامان؟! تو مامان منی؟ بی‌شعور من جای مادربزرگتم. ناسلامتی تاحالا سه‌تا شکم زاییدم. یازده تا توله تحویل جامعه دادم یکی از یکی گربه‌تر. اون‌وقت تو چی؟ تمام کافی‌شاپای شهرو با این پسر و اون پسر گز کردی هنوز نتونستی یه نره‌خر واسه خودت تور کنی. شما آدما چرا انقدر ادا و اطوار دارین؟ یه‌خرده از ما گربه‌ها یاد بگیرین. شوهر اولم، همون که زیر چرخ ماشین له شدو می‌گم. خدابیامرز با یه ورق کالباس اومد خواستگاری من. منم که سرم تو ظرف غذا بود اصلاً نفهمیدم کی زن و شوهر شدیم. تازه کالباس مال ما گربه‌های پت‌شاپ بود. اون گربه خیابونی‌ها رو می‌بینی اون پایین؟ اونا با یه تیکه گوشت‌کوبیده دوشب‌مونده، جلو سطل آشغال مخ می‌زنن. اون‌وقت شما آدما هزار جور توقع و ادا اصول دارین. قیافه، شغل، پول، تحصیلات… همه رو هم باهم می‌خواین. تهش هم یا می‌ترشین رو دست ننه‌باباهاتون یا فوق فوقش سه چار سال با همین و بعدش نخود نخود هرکه رود خانه خود. آخرشم برای اینکه تنها نباشین می‌رین یه سگی گربه‌ای چیزی می‌خرین می‌آرین تو خونه هرروز دقش می‌دین.

اصلاً منو بگو نشستم دارم با کی درددل می‌کنم. شما آدما که زبون سرتون نمی‌شه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *